به گزارش خبرگزاری تسنیم؛ سال 59 بود، جنگ شروع شد و هیچکس نمیدانست این درگیری قرار است هشت سال طول بکشد. در آن روزهای اول، کسی این تصور را نداشت سینمای دفاع مقدس قرار است به یک ژانر مستقل تبدیل شود. سینماگران ما فقط میدیدند که اتفاقی بزرگ در حال افتادن است و باید دوربینشان را روشن کنند. اما دوربین را رو به کدام سمت بگیرند؟ رو به جبهه؟ رو به پشت جبهه؟ یا رو به ترسهای مردم؟ سینمای دفاع مقدس در همان سردرگمی متولد شد.
اگر به عقب برگردیم و فیلمهای سالهای اول جنگ را ببینیم، متوجه یک نکته مهم میشویم که سینماگر آن روزها، بیشتر انرژیاش را روی اتفاق میگذاشت. فیلم مرز ساخته شده در سال 1360 به کارگردانی جمشید حیدری دقیقاً همین وضعیت را دارد، و هنوز خبری از نگاه عمیق یا فلسفی به جنگ نیست. فیلم مرز قبل از اینکه بخواهد «فیلم دفاع مقدس باشد، یک اثر حادثهای است، قصهی مردمی که در یک روستا مقابل دشمن ایستادهاند.
بعد از آن نوبت فیلم عقابها محصول سال 1363 رسید. ساموئل خاچکیان کاربلد سینمای حادثهای بود، او به خوبی میدانست چطور تماشاگر را روی صندلی میخکوب کند. عقابهادقیقاً همان چیزی بود که سینمای تازه در جنگمان لازم داشت، یک فیلم پرتحرک پر از تعقیب و گریز با خلبانی که قهرمان است و عملیات نجاتی که قلب تماشاگر را به تپش میاندازد. از همین منظر، این فیلمها جنگ را در لایهی رویی ماجرا میدیدند، دشمن در این فیلمها یک سایه بود، یک نیروی ناشناخته که باید شکست میخورد تا قهرمان به خانه برگردد. تماشاگر هم با لذت دیدن یک اکشن خوب، سالن را ترک میکرد. اما آیا این تمام حقیقت جنگ بود؟ قطعاً خیر. آن سالها، سالهای مشق نوشتن بود، و سینمای ما داشت یاد میگرفت چطور با زبان تصویر، حرفی از جنگ بزند.
جنگ که طولانی شد، روی خشن خودش را نشان داد و دیگر نمیشد با فرمولهای عقابها سر تماشاگر را گرم کرد، چرا که مردم در کوچه و خیابان شهید میدادند، اخبار سخت میشنیدند و انتظار کشنده میکشیدند. در نتیجه سینمای حادثهای دیگر جواب نمیداد، و حالا نوبت فیلمسازانی بود که بوی و باروت را واقعاً حس کرده بودند.
در اینجا فیلمسازانی مثل ابراهیم حاتمیکیا و رسول ملاقلیپور از راه رسیدند. آنها قرار نبود فیلم اکشن بسازند، بلکه قرار بود زندگی در جبهه را روایت کنند. حاتمیکیا و ملاقلیپور وقتی دوربین را به دست گرفتند، دیگر به تانک و انفجار خیره نشدند، آنها به آدمهای داخل تانک نگاه کردند. دیگر جبهه، فقط محل تیراندازی نبود، بلکه جبهه برای این نسل یک آزمایشگاه بزرگ بود، جایی برای تمرین ایمان، برای کلنجار رفتن با ترس و برای فهمیدن اینکه وقتی آدم در یک قدمی مرگ قرار میگیرد، چه حرفهایی برای گفتن دارد.
بزرگترین اتفاق سینمای دفاع مقدس در این دوره رخ داد، یعنی شکستن ابهت قهرمانهای پوشالی بود. رزمندهای که حاتمیکیا یا ملاقلیپور نشان میداد، دیگر یک رمبو نبود، که به تنهایی یک لشکر را شکست دهد، بلکه او انسانی بود که گاهی میترسید، گاهی شک میکرد، گاهی از اینکه چرا زنده مانده و دوستش شهید شده، بغض میکرد.
فیلمهای این دوره مثل دیده بان یا مهاجر ساخته حاتمیکیا، یا کارهای ملتهب و پر از فریاد ملاقلیپور، پرده را کنار زدند. آنها به ما نشان دادند که جنگ به معنای تنهایی است، یعنی آن دیدهبانی که در دورترین نقطه، تکوتنها نشسته و باید سرنوشت یک عملیات را تعیین کند. بنابراین سینما دیگر به ما نمیگفت ببینید چقدر شجاع هستیم، بلکه میگفت ببینید چقدر این تجربه سخت و در عین حال، انسانی است. در این فیلمها، دشمن از آن سایهی مبهم خارج شد و جنگ به عنوان یک فضای سیاه و خاکستری ترسیم شد. رنج خانوادهها، تنهایی مادران، و پوچی خود جنگ در کنار شکوه ایثار قرار گرفت. این نگاه چندوجهی همان چیزی بود که سینمای دفاع مقدس را صاحبسَبک کرد، و زبانی که از دل خاک بیرون آمد.
دلیل ماندگاری این فیلمها زبان واقعیاشان بود. وقتی در فیلم بلمی به سوی ساحل، شما صدای گیر کردن پا در گل و لای رودخانه را میشنوید، یا وقتی در فیلمهای حاتمیکیا، سکوت بین دو خمپاره را حس میکنید، متوجه میشوید که این دیگر دکور سینمایی نیست، بلکه این تجربهی زیسته است.
کارگردانهای این نسل به خوبی فهمیدند که اگر بخواهند با تماشاگر حرف بزنند، نباید شعار بدهند. آنها قابها را بستهتر کردندف کلوزآپهای طولانی از چهرههایی که عرق و خاک روی آن نشسته به امضای سینمای دفاع مقدس تبدیل شد، و آن نگاههای خیره به دوربین انگار داشت از تماشاگر داخل سالن سینما سوال میکرد؛ ما اینجا داریم چه کار میکنیم؟ همهی اینها به معنای بلوغ سینما بود، و از سطح هیجان به عمق اندیشه رسید.
سینمای دفاع مقدس امروز، وارث آن تجربههای سنگین است. ما از روزهایی که جمشید حیدری مرز را ساخت و ساموئل خاچکیان با عقابها مردم را به سینما کشاند، به جایگاه متفاوتی رسیدیم. آن فیلمهای اولیه جرقه، و فیلمهای نسل بعد یعنی حاتمیکیا و ملاقلیپور و دیگران آتش بودند.
امروز، سینمای دفاع مقدس نباید دوباره به همان اکشنسازی صرف برگردد، چرا که دوران آن فیلمهای سادهانگارانه تمام شده است. تماشاگر امروز، هوشمندتر از این حرفهاست، و به دنبال روایت انسانی جنگ است، و میخواهد بداند پشت آن فریادهای یا حسین در جبهه، چه دلتنگیها و چه دردهایی نهفته بوده است. از همین رو، سینمای دفاع مقدس، سندی است که اگر درست روایت شود، هرگز کهنه نمیشود. جنگ تمام شده، اما روایت آن، در هر نسل باید تازه شود. اگر روزی این سینما فقط فیلم جنگی بود، امروز باید سند تاریخ و اخلاق باشد.
در نهایت، سینمای دفاع مقدس از یک حادثهنگاری ساده در سال 60 شروع شد، از میان سنگرهای انسانی در دهه 60 و 70 گذشت و به اینجا رسید که امروز میدانیم جنگ، فقط صدای انفجار نیست، بلکه جنگ، صدای سکوت کسانی است که رفتند تا ما امروز بتوانیم دربارهشان حرف بزنیم. اگر فیلمساز امروز بتواند این سکوت را تصویر کند، سینمای دفاع مقدس همچنان زنده و سرپاست، وگرنه بقیه همه تصویرسازیهای تکراری و بیروح است که زود فراموش میشوند.
یادداشت از: حیدر علی رستمی؛ نویسنده و پژوهشگر
انتهای پیام/

















































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































