پایان دوران مذاکره برای بقا
فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نوید صادقی تحلیل‌گر سیاسی و عضو هییت علمی دانشگاه آزاد در گفت‌وگوی اختصاصی با اشاره به خطای استراتژیک آمریکا و رژیم صهیونیستی در برآورد قدرت موشکی ایران اظهارداشت: این خطای استراتژیک عمدتاً ناشی از تحلیل فنی نادرست و نادیده گرفتن دکترین بازدارندگی است. آن‌ها بر دقت متمرکز شدند، در حالی که قدرت واقعی ایران در حجم انبوه، تنوع پروازی و توانایی اشباع سامانه‌های پدافندی متمرکز است. همچنین، آن‌ها ظرفیت موشک‌ها به عنوان ابزار فشار سیاسی و استراتژیک دائمی در کنار جنگ مستقیم را دست کم گرفتند. این خطا بازدارندگی ایران را از دو منظر تقویت کرده است: نخست، تثبیت این درک که حمله مستقیم با پاسخی فراتر از تصور همراه خواهد بود و دوم، تبدیل شدن ایران به یک قدرت منطقه‌ای که توانایی تحمیل هزینه‌ای سنگین بر طرف مقابل را دارد و قواعد درگیری را تغییر داده است.

وی با بیان اینکه پیوند میان رهبری نظام و توانمندی دفاعی، به ویژه در حوزه موشکی، یک رابطه علّی و معلولی قوی و دوطرفه است که عمیقاً مدل حکمرانی مبتنی بر اصل اتکا به نفس را تقویت می‌کند گفت: در سطح اول، تأکید استراتژیک و اصرار متمرکز رهبری بر توسعه سامانه‌های دفاعی و تهاجمی بومی، مهم‌ترین عامل تضمین‌کننده بقای این برنامه بوده است. در شرایط تحریم‌های شدید اقتصادی و فناوری، تأمین مالی، تخصیص منابع کمیاب، و مهم‌تر از آن، ایجاد مصونیت سیاسی و اداری در برابر فشارهای خارجی برای توقف برنامه موشکی، مستقیماً از طریق اراده سیاسی عالی نظام تأمین شده است. این نوع حمایت بلندمدت، مانع از نوسانات پروژه‌های دفاعی شده و به متخصصان اجازه داده است تا با دیدی بلندمدت، برنامه توسعه را در مراحل مختلف (از موشک‌های کوتاه‌برد تا کروزهای دوربرد) پیش ببرند، بدون آنکه تحت تأثیر تغییرات کوتاه‌مدت سیاسی یا اقتصادی قرار گیرند. در واقع، رهبری، خط قرمز استراتژیک توسعه موشکی را ترسیم کرده و ابزارهای لازم برای عبور از موانع را فراهم آورده است.

صادقی ادامه داد: این توانمندی دفاعی به صورت مستقیم مدل حکمرانی مبتنی بر اصل اتکا به نفس (خودکفایی) را تقویت و تداوم می‌بخشد. توانمندی موشکی ایران، نمونه عینی و ملموسی از این اصل در عمل است. هنگامی که یک کشور در حوزه حیاتی دفاعی، به جای واردات یا وابستگی به طرف خارجی، قادر به طراحی، ساخت و ارتقاء سامانه‌های پیچیده بالستیک باشد، این موفقیت تبدیل به سند مشروعیت برای تداوم رویکرد ما می‌توانیم در سایر بخش‌های توسعه ملی (اقتصاد، علم و فناوری) می‌شود. این موفقیت اثبات می‌کند که فشار خارجی و تحریم‌ها نه تنها فلج‌کننده نیستند، بلکه به عنوان یک کاتالیزور اجباری برای جهش‌های تکنولوژیک عمل کرده‌اند. به این ترتیب، توسعه موشکی صرفاً یک حوزه نظامی نیست، بلکه به یک فلسفه حکمرانی تبدیل شده است که در آن، هر موفقیت بومی، دلیلی برای ادامه مسیر استقلال‌محور و مقاومت در برابر نفوذ خارجی تلقی می‌گردد.

تحلیل‌گر سیاسی و عضو هییت علمی دانشگاه آزاد درخصوص اینکه چه پیامی باید از سوی ساختار رهبری نظام به طرف‌های متخاصم مخابره شود تا از تکرار محاسبات اشتباه جلوگیری شود گفت:  پیامی که باید از ساختار رهبری نظام به طرف‌های متخاصم مخابره شود، باید از جنس اطمینان استراتژیک همراه با عدم قطعیت سنجیده باشد تا هرگونه محاسبه اشتباه مبتنی بر ظرفیت بازدارندگی ایران را از بین ببرد. این پیام باید سه رکن اصلی داشته باشد:

اولاً: تأکید بر دکترین پاسخ متناسب با شدت تهدید و عدم آغازگری. پیام باید این باشد که توان موشکی ایران، ابزاری دفاعی و بازدارنده است و نه یک ابزار تهاجمی برای شروع درگیری. این امر به دشمن می‌فهماند که فعال‌سازی ماشه یک جنگ گسترده، هزینه‌ای معادل نابودی زیرساخت‌های حیاتی آن‌ها خواهد داشت. تأکید بر این نکته که آغازگر نخواهند بود، اما در صورت تجاوز، پاسخ آن‌ها فراتر از درگیری‌های محدود و کنترل‌شده خواهد بود، اصلِ محاسبه ریسک را در ذهن دشمن تغییر می‌دهد.

ثانیاً: شفاف‌سازی در مورد عمق اشباع و تنوع سبدی تهدید. لازم است به طور ضمنی یا صریح به دشمن القا شود که برآوردهای آن‌ها از توان موشکی، تنها بخش کوچکی از معادله است. پیام باید این باشد که توانمندی‌های موشکی نه تنها شامل تعداد محدودی موشک با برد مشخص است، بلکه شامل یک عملیات ترکیبی است که موشک‌های بالستیک، موشک‌های کروز، پهپادهای دوربرد، و ظرفیت پرتاب‌های انبوه و همزمان را در بر می‌گیرد. این پیام، دشمن را وادار می‌کند تا نه تنها موشک‌ها را بلکه زنجیره کامل تأمین و اجرای عملیات آن‌ها را در محاسبات خود لحاظ کند.

ثالثاً: اتصال توان موشکی به اراده ملی و عمق استراتژیک. پیام نهایی باید این باشد که این توانمندی، یک پروژه فنی صرف نیست، بلکه تجلی اراده ملی برای حفظ استقلال و موجودیت است. این قدرت، برآمده از حمایت مردمی و اتصال ناگسستنی به مدل حکمرانی است؛ بنابراین، تضعیف آن از طریق تحریم یا تهدید، عملاً به معنای تضعیف کل ساختار تصمیم‌گیری است. این موضوع، معادلات دشمن را از حوزه نظامی صرف به حوزه سیاسی و امنیتی کلان می‌کشاند و به آن‌ها یادآوری می‌کند که هدف قرار دادن توان موشکی، مساوی است با ورود به یک نبرد فرسایشی که در آن، فرسایش طرف مقابل (به دلیل تکیه بر خارج) بسیار بیشتر خواهد بود.

وی گفت: در مجموع، پیام باید این باشد: ما به دنبال جنگ نیستیم، اما توانایی لازم برای اجرای یک دفاع جامع و پرهزینه را داریم و هرگونه اشتباه محاسباتی در این زمینه، به جای تنبیه محدود، منجر به تغییر دائمی توازن قوا به نفع ما خواهد شد.

صادقی بیان کرد: اصل “نه به مذاکره و آتش‌بس” تحت هر شرایطی با دشمن در فلسفه سیاسی انقلاب اسلامی، بر دو مبنای اصلی استوار است، تضاد بنیادین ایدئولوژیک و اصل اتکا به نفس حکمرانی.

وی ادامه داد: دشمن (به ویژه در سطح استراتژیک) یک رقیب صرفاً سیاسی نیست، بلکه یک نظام فکری متضاد است. بر این اساس، هرگونه مذاکره یا توافق، پذیرش ضمنی مشروعیت آن نظام متضاد و تعلیق وظیفه مستمر مقاومت است. این دیدگاه، پیمان‌ها با طرفی که ماهیتش تغییر نکرده را ابزاری برای تجدید قوای دشمن می‌داند، نه راه‌حلی پایدار. تفاوت با دیپلماسی سنتی در این است که رویکردهای سنتی، مذاکره را ابزاری عقلانی و عمل‌گرا برای مدیریت منافع و جلوگیری از جنگ می‌دانند و دشمن را رقیبی تغییرپذیر بر اساس منافع می‌بینند. در مقابل، این موضع‌گیری، حفظ قدرت بازدارندگی بومی (مانند توان موشکی) را یک اصل غیرقابل معامله می‌داند، زیرا واگذاری آن به معنای خدشه‌دار شدن حاکمیت و تکیه بر طرفی است که ذاتاً قابل اعتماد نیست؛ بنابراین، مذاکره در مسائل بنیادین، تداوم اصل اتکا به نفس را قطع می‌کند و به همین دلیل، در اولویت ثانویه نسبت به حفظ اصول استراتژیک قرار می‌گیرد.

تحلیل‌گر سیاسی و عضو هییت علمی دانشگاه آزاد با بیان اینکه  تثبیت موضع‌گیری قاطع در قبال دشمن، فارغ از فراز و نشیب‌های مقطعی در مقیاس‌های اجرایی، یکی از ثابت‌ترین ستون‌ها و محورهای اصلی در طول تاریخ پس از انقلاب بوده است که مستقیماً تحت هدایت و تأکیدات محوری رهبری تثبیت شده است گفت: این تثبیت از طریق سه سازوکار کلیدی رخ داده است.

1. تعریف ثابت خطوط قرمز استراتژیک: رهبری نظام، در مقاطع حساس، همواره با صدور بیانیه‌ها، سخنرانی‌ها و تصمیمات کلیدی، مرزهای غیرقابل عبور را برای ساختار اجرایی و نیروهای نظامی تعریف کرده است. این تعریف قاطعانه، مانع از آن شده است که هرگونه گرایش یا فشار داخلی یا خارجی به سمت مصالحه‌هایی سوق پیدا کند که ماهیت بنیادین نظام را به خطر اندازد. به عنوان مثال، در مقاطعی که مذاکرات بین‌المللی به سمت محدود کردن برنامه‌های دفاعی کلیدی پیش می‌رفت، تأکیدات رهبری بر غیرقابل مذاکره بودن توانمندی‌های دفاعی، به عنوان یک نقض‌کننده سوخت مذاکره عمل کرده و آن جریان‌ها را در درون نظام مهار نموده است.

2. پیوند دادن موضع به هویت انقلابی: رهبری همواره این موضع قاطع را از سطح صرفاً سیاست خارجی به سطح هویت انقلابی و اسلامی ارتقاء داده‌اند. به این ترتیب، هرگونه عقب‌نشینی از این مواضع، نه تنها یک شکست سیاسی، بلکه یک انحراف ایدئولوژیک تلقی شده است. این اتصال عمیق به هویت، باعث شده است که این موضع‌گیری به یک اجماع بنیادین در بدنه اصلی نظام تبدیل شود که فراتر از اختلافات مقطعی جناح‌های سیاسی، پابرجا بماند. در واقع، رهبری این پیام را صادر کرده‌اند که ثبات ساختار در گرو ثبات در این مواضع کلیدی است.

3. نقش مرجعیت نهایی در حل تعارضات: فراز و نشیب‌های مقطعی، اغلب ناشی از تضاد بین دو رویکرد عملیاتی در بدنه اجرایی است: رویکرد مقاومت و توسعه بومی در برابر رویکرد تعامل مبتنی بر تخفیف امتیازات. در هر زمان که این تعارض به اوج می‌رسد، مرجعیت نهایی رهبری با اعلام نظر قاطع، به سرعت تعادل را به سمت رویکرد تأکید بر خودکفایی و عدم تسلیم در برابر فشار بازمی‌گرداند. این نقش تعیین‌کننده و نهایی، تضمین کرده است که مسیر کلی حرکت کشور در مواجهه با دشمن، همواره در چارچوب اصول تعریف شده باقی بماند، حتی اگر تاکتیک‌های اجرایی در مقیاس‌های پایین‌تر تغییر کنند.

صادقی گفت: بنابراین، قاطعیت در این مواضع، محصول یک انتخاب تاکتیکی نیست، بلکه یک هدایت استراتژیک مستمر و تثبیت‌شده از سوی رهبری است که هویت سیاست خارجی کشور را شکل داده است.

وی بیان کرد: در فضای ژئوپلیتیک آینده، استناد به اصل مقاومت و اتکا به توانمندی‌های بومی، نه تنها یک تاکتیک موقت، بلکه به ستون فقرات یک موازنه قدرت پایدار و دیرپا تبدیل می‌شود که می‌تواند توازن حاکم بر منطقه را به نفع “جبهه مقاومت” دگرگون کند. این تأثیرگذاری از مسیر تغییر ماهیت تهدید و تغییر منطق حاکم بر تعاملات محقق می‌شود.

صادقی اظهارداشت: در آینده، موازنه قدرت دیگر صرفاً بر پایه “توانایی تخریب متقابل” (مانند دوره جنگ سرد) نخواهد بود، بلکه به سمت “توانایی تحمل و تداوم در برابر فشار” حرکت می‌کند. با توسعه توانمندی‌های موشکی، پهپادی و سایبری که ریشه در اتکا به نفس دارد، ایران و محور مقاومت، توانسته‌اند به این سطح از امنیت استراتژیک برسند که دیگر نیازی به مذاکره برای “تضمین بقا” ندارند. این امر، به معنای خروج از چرخه “تهدید و بازدارندگی ناپایدار” و ورود به چرخه “تعادل مبتنی بر توان واقعی” است. دشمن در این معادله آینده، دیگر نمی‌تواند با ابزارهای سنتی فشار اقتصادی یا تحریم، اهرم فشار مؤثری بر اراده مقاومت اعمال کند، زیرا هزینه هرگونه اقدام تهاجمی برای او به دلیل وجود این بازدارندگی، غیرقابل قبول خواهد شد. این “هزینه‌زایی بالا” برای دشمن، عاملی است که او را به سمت تعادل اجباری وادار می‌کند؛ یعنی مجبور به پذیرش واقعیت وجودی و نفوذناپذیری این جبهه می‌شود.

تحلیل‌گر سیاسی و عضو هییت علمی دانشگاه آزاد گفت: این تحول در موازنه قوا، چشم‌انداز انتخاب‌های آتی رهبری را نیز به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. با تثبیت این موازنه، رهبری با دو گزینه استراتژیک روبه‌رو خواهد بود: تثبیت این موازنه یا توسعه تهاجمی محدود. انتخاب آتی، احتمالاً به سمت “تثبیت و تعمیق” خواهد رفت؛ یعنی تمرکز بر نهادینه کردن این توانمندی‌ها در ساختارهای اقتصادی و اجتماعی (به عنوان الگوی توسعه ملی) و استفاده از این اهرم بازدارندگی برای تغییر رفتار دشمنان به جای تغییر در اصول بنیادین. رهبری دیگر مجبور نیست برای “بقا” با دشمن چانه‌زنی کند، بلکه اختیار کامل برای “شکل‌دهی به شرایط” را خواهد داشت. این یعنی انتخاب‌های آینده، از حالت “واکنشی به تهدید” به حالت “کنشگر در تعیین شرایط” تغییر ماهیت خواهد داد.

وی در پایان گفت: این اصل مقاومت، آینده‌نگری رهبری را از “مدیریت بحران” به “ساختن نظم جدید منطقه‌ای” تغییر می‌دهد. در این چشم‌انداز، رهبری می‌تواند با تکیه بر این موازنه، سیاست‌هایی را پیش ببرد که همزمان هم از دستاوردهای داخلی محافظت کند و هم با ایجاد یک محیط امن پایدار، شرایط را برای گسترش نفوذ فرهنگی و سیاسی ارزش‌های انقلابی فراهم آورد. بنابراین، انتخاب‌های آینده نه تحت فشار اجبار دشمن، بلکه در چارچوب اراده و استراتژی تعیین‌شده توسط توان واقعی کشور رقم خواهد خورد.

انتهای پیام/

 

تسنیم

خبرگزاری تسنیم یک خبرگزاری خصوصی در ایران است که ارتباط قوی با سپاه پاسداران دارد. این خبرگزاری در سال 1391 با مدیریت سید مجید قلی زاده آغاز بکار کرده است. مراسم افتتاح خبرگزاری تسنیم روز 22 آبان با حضور علی اکبر ولایتی دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی و سید محمد حسینی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار سوره حوزه هنری تهران برگزار شد. هدف از فعالیت این خبرگزاری در اساسنامه آن، بدین ترتیب شرح داده شده است: اطلاع‌رسانی و انتشار اخبار و تنویر افکار عمومی در راستای سیاست‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، پوشش خبری رخدادهای قوای سه‌گانه، افکارسنجی، ارزشیابی و انعکاس درخواست‌های آشکار و پنهان فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و هنری برای ارائه به مبادی تصمیم‌گیری، راه اندازی سایت و خبرگزاری با کسب مجوز از مراجع قانونی ذی‌صلاح و انجام فعالیتهای انتشاراتی.
هدف راه‌اندازی این وبسایت خبری تسنیم، پوشش اخبار عربی اعلام شده است اما پوشش اخبار اقتصادی ایران مرتبط با همه حوزه‌های خبری شامل موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی به همراه سایر زمینه‌ها اعم از بیداری اسلامی، فرهنگی، ورزشی، اخبار استانها، کاریکاتور، عکس، گرافیک، صوت و فیلم و ... نیز در دستور کار این خبرگزاری قرار دارد.
تسنیم همواره استفاده از فناوری های روز اطلاع رسانی در دنیا و نیز مدیاهای مختلف بویژه صوت و تصویر را سرلوحه کار خود قرار داده و در راستای تحقق رسالت و اهدافش بهره گیری از ابزارهای مختلف رسانه‌ای را به نحو احسن به عمل می‌رساند.
خبرگزاری تسنیم، فعالیت در دو حوزه کاری داخل و خارج کشور را جزو اهداف خود تعیین کرده و بر آن است تا اقدامات لازم جهت آگاهی بخشی و بصیرت افزایی در این دو حوزه را انجام دهد.
در عرصه خارجی، واقعیت‌ها نشان می‌دهد که برخلاف تلاش های نظام سلطه برای جلوگیری از نفوذ و انتشار ماهیت و پیام‌های انقلاب اسلامی، تاثیرگذاری آن همچنان این انقلاب و اهداف آن سرمشق انقلابیون در نهضت بیداری اسلامی شده است و در جنگ نرم علیه ایران موفق عمل می‌کند.
در شرایطی که انقلاب اسلامی ابتکار عمل را در عرصه جنگ نرم به دست گرفته است، رسانه‌های وفادار به انقلاب اسلامی بایستی دو وظیفه مهم و اساسی خود را به انجام رسانند:
اول آنکه ماهیت، مولفه‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی را تبیین و تشریح نمایند. در این اقدام باید به نظام سیاسی مبتنی بر مردم سالاری دینی بیش از پیش پرداخته شود. مردم سالاری دینی باید به عنوان یک الگوی ویژه برای نظام لیبرال دموکراسی غربی معرفی شود که علیرغم همه موانع که بر سر راه وی بوده، توانسته است تا چهار دهه در مقابل زورگویی سلطه طلبان مقاومت کند و با این حال به دستاوردهای مهمی در حوزه‌های مختلف علم و فناوری نایل گردد.
دوم آنکه، برای جلوگیری از خطر انحراف، اعوجاج، دگرگون وار نشان دادن اهداف، مقاصد و دستاوردهای انقلاب‌های مردمی در نهضت بیداری اسلامی توسط رسانه های نظام سلطه تلاش نماید.
رسالت‌های خبرگزاری تسنیم در حوزه فعالیت خارج از کشور دو مورد فوق ذکر شده و در تلاش است تا در کنار سایر رسانه‌های انقلابی و وفادار، آرایش رسانه ای مستحکمی در برابر انحصار و سلطه امپریالیسم رسانه ای به وجود آورد و زبان گویای انقلاب اسلامی و انقلابیون مسلمان و آزادیخواه در تمام نقاط عالم باشد.
در عرصه داخلی نیز، تسنیم وظیفه خود می‌داند تا همسو با اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی یکی در عرصه وسیع فرهنگی کشور، حضور موثر ایفا نماید و سایر رسانه‌های انقلابی را به منظور همکاری در این مسیر تشویق و هدایت نماید.
تسنیم آگاه است که امپریالیسم رسانه ای غرب همواره با انجام اقداماتی تلاش دارد تا علیه افکار عمومی کشور هجمه وارد نماید و در این راستا فعالیت‌هایی جهت مهندسی و جابجایی حقایق در اذهان ملت مسلمان ایران، صورت می‌پذیرد. بنابراین شرایط کنونی ایجاب می کند تا رسانه های متعهد که آگاه و وفادار به اهداف و رسالت‌های انقلاب اسلامی هستند به عنوان سنگرهای دفاعی و سپر مقاومت در مقابل این هجمه‌ها ایجاد شده و فعالیت کنند تا بتوانند از آرمان‌های مقدس نظام اسلامی دفاع کنند و با اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به هنگام و موثر، بصیرت افزایی را در جهت مصون سازی و عمق بخشی معنوی و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی، سرلوحه کار و تلاش خود قرار دهند.
خبرگزاری تسنیم تلاش می‌کند تا رسالت اطلاع رسانی خود را با تکیه بر توان نیروی انسانی مجرب و توانمند در عرصه رسانه‌ای کشور به شایستگی انجام دهد و به عنوان مرکزی برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جبهه رسانه‌ای انقلاب اسلامی شناخته شود.
تسنیم که به گفته رئیس سپاه محمدعلی جعفری یکی از رسانه‌های مؤمن و انقلابی است که در مقابله با توطئه‌های ضداسلامی و ضد بشری ستمگران وظیفه بسیار سنگینی دارد، در سانحه پرواز شماره ۹۵۲۵ ژرمن‌وینگز یک تن از نیروهای خود یعنی میلاد حجت‌الاسلامی در سمت خبرنگار را از دست داد.
صاحب امتیاز خبرگزاری تسنیم «مؤسسه آتی‌سازان فرهنگ تسنیم» و مسئولیت مدیرعامل آن نیز برعهده سید مجید قلی‌زاده‌ قرار دارد. تسنیم موفق شده است تا چند پروانه حق تکثیر را با عنوان پروانه‌های کرییتیو کامنز (Creative Commons) دریافت کند و تمام محتواهای خود را با این پروانه در اختیار عموم مردم قرار دهد. این پروانه‌ها به تسنیم اجازه را می‌دهد تا اعلام کند چه حقوقی برای خودش محفوظ بماند، و چه حقوقی برای دریافت‌کننده اثر یا خالق‌های دیگر، باقی بماند.
خبرگزاری تسنیم با شعار چشمه‌ی جوشان آگاهی بخشی از حضور پر رنگ در شبکه‌های اجتماعی مختلف نیز غافل نشده است و کانال خبرگزاری تسنیم را شکل داده است. تسنیم در سروش با نشانی، tasnimna@ در آی گپ با آیدی tasnimna@ در توییتر به ادرس Tasnimnews_Fa@ در آپارات tasnim.video@ در تلگرام با ایدی Tasnimnews@ و در اینستاگرام به نشانی tasnimnews_fa@ به فعالیت می‌پردازد و از این پتانسیل شبکه‌های اجتماعی نیز برای آگاهی بخشی استفاده می‌نماید.
شما می‌توانید مهمترین اخبار تسنیم را از طریق دسترسی مستقیم در تهران و دیگر شهرهای ایران در اختیار داشته باشید، علاوه بر آن، میتوان برای دسترسی آسانتر به قیمت ارز و طلا و لیگ ایران و جهان از لینک‌های مستقیم استفاده نمایید.
برروی وبسایت این خبرگزاری به نشانی اینترنتی تسنیم دات کام میتوان راه‌های ارتباطی مختلف را مشاهده نمود. کاربران می‌توانند با استفاده از تلفن گویا، فکس، تلفن تماس واحد روابط عمومی، پست الکترونیک و همچنین آدرس دفتر این خبرگزاری جهت برقراری ارتباط اقدام نمایند. وبسایت خبرگزاری تسنیم با بازدید میانگین بیش از 200 هزار کاربر علاوه بر پوشش اخبار در حوزه‌های مختلف به درج رپورتاژ و تبلیغات سایر کسب‌وکارها نیز می‌پردازد.

https://www.tasnimnews.com/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *