خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: در روزهای اخیر، خبر برگزاری برخی فستیوالهای صوفیانه در اسرائیل، بهویژه در شهر عکا، بار دیگر توجهها را به موضوع تصوف، جایگاه آن در جهان معاصر و نسبت آن با دیگر جریانهای عرفانی جلب کرده است. این رویدادها معمولاً با عنوان جشنوارههای فرهنگی و هنری با عنوان «فستیوال رومی» برگزار میشوند و در آنها موسیقی، شعر، سماع، آیینهای نمایشی و برنامههایی با رنگ و بوی عرفانی به نمایش درمیآید. با این حال، آنچه در این فستیوالها عرضه میشود، لزوماً همان تصوف سنتی و تاریخی جهان اسلام نیست، بلکه در بسیاری از موارد نوعی بازخوانی فرهنگی و هنری از میراث صوفیانه است که برای مخاطبان عمومی ارائه میشود. در این برنامهها از اشعار مولوی (مولای رومی)، موسیقی قوالی، سماع دراویش و آیینهای ذکر هم استفاده میشود.
تصوف در طول تاریخ اسلام، صرفاً یک جریان عبادی نبوده، بلکه مجموعهای از مکاتب و طریقتهای مختلف را دربرگرفته است. طریقتهایی مانند شاذلیه، مولویه، نقشبندیه و قادریه هر کدام شیوه خاصی در ذکر، سلوک، تربیت مریدان و تجربه معنوی داشتهاند. ظاهراً صوفیان «عکا» از فرقهی شاذلیه هستند. شاذلیه یکی از مشهورترین طریقتهای صوفی است که در قرن هفتم هجری توسط ابوالحسن شاذلی در شمال آفریقا پایهگذاری شد و بر ذکر، ریاضت معنوی و حضور در متن جامعه تأکید دارد و امروزه شاخههای مختلف آن در کشورهای عربی، آفریقا و برخی مناطق اروپا و آمریکای شمالی فعال هستند.
با این حال، بسیاری از این طریقتها در طول تاریخ از سوی عالمان اسلامی مورد نقد قرار گرفتهاند؛ بهویژه در مواردی که آموزهها یا آیینهای آنها از چارچوبهای شناختهشده دینی فاصله گرفته یا جایگاه شریعت را کمرنگ کرده است.
یکی از مباحث مهم در بررسی تصوف، شباهتهای آن با برخی سنتهای عرفانی دیگر، بهویژه کابالا یا عرفان یهودی است. کابالا که از قرون میانی در میان یهودیان گسترش یافت، همانند تصوف بر کشف معانی باطنی، سیر درونی و دستیابی به نوعی معرفت شهودی تأکید دارد. هر دو سنت، ظاهر دین را کافی نمیدانند و از وجود لایههای پنهانتر و عمیقتر سخن میگویند که تنها از طریق سلوک معنوی قابل دستیابی است. با این حال، هنگامی که به آثار و نوشتههای برخی از پیروان این جریانها مراجعه میکنیم، گاه با تأویلهایی مواجه میشویم که فاصله قابل توجهی با ظاهر نصوص دینی پیدا میکند. در چنین مواردی، این پرسش مطرح میشود که مرز میان تأویل معنوی و فاصله گرفتن از معنای اصلی متن کجاست و تا چه اندازه میتوان خوانشهای باطنی را با نصوص دینی ناسازگار دانست.
در هر دو جریان، هستی به صورت ساختاری لایهلایه و دارای مراتب مختلف معرفی میشود. در کابالا این نگاه در قالب «درخت حیات» و «مراتب دهگانه سفیروت» مطرح میشود و در عرفان نظری، بهویژه در آثار ابنعربی، با نظریه «مراتب وجود» و «تجلیات حق» روبهرو هستیم. در هر دو دستگاه فکری، جهان صرفاً مجموعهای از موجودات مستقل تلقی نمیشود، بلکه نوعی ارتباط وجودی میان عالم و حقیقت متعالی ترسیم میشود.
شباهت دیگر، تأکید بر تجربههای شهودی و درونی است. در کابالا مفهومی به نام «دِوِکوت» مطرح است که به معنای اتصال و پیوند معنوی با خداوند است. در بخشی از ادبیات صوفیانه نیز مفاهیمی مانند فنا، بقا، اتحاد و وصول مطرح میشود. همچنین هر دو سنت برای استاد معنوی جایگاه ویژهای قائلاند و انتقال معرفت را صرفاً از مسیر آموزشهای رسمی نمیدانند.
حتی در برخی آیینهای عملی نیز شباهتهایی دیده میشود. در برخی شاخههای عرفان یهودی، بهویژه حسیدیسم، آوازهای جمعی و بدون کلام موسوم به «نیگون» برای ایجاد شور معنوی و تمرکز روحی به کار میرود. در بسیاری از طریقتهای صوفی نیز ذکرهای آهنگین، سماع، موسیقی و مجالس وجد جایگاه مهمی پیدا کرده است. هرچند شکل ظاهری این آیینها متفاوت است، اما هر دو در پی ایجاد نوعی تجربه معنوی از طریق صوت، تکرار و احساس جمعی هستند.
با وجود این شباهتها، نمیتوان به سادگی ادعا کرد که تصوف از کابالا گرفته شده یا کابالا از تصوف تأثیر پذیرفته است. آنچه بیشتر مورد توجه پژوهشگران قرار دارد، وجود یک فضای فکری مشترک در جهان مدیترانه و اندلس است که در آن مسلمانان، یهودیان و مسیحیان در کنار یکدیگر زندگی میکردند و از جریانهای فلسفی مشترکی مانند نوافلاطونیگری (نظریهی صدور و مراتب هستی) تأثیر میپذیرفتند. از این رو، شباهتها بیش از آنکه نشانه وابستگی مستقیم باشند، بیانگر همپوشانیهای فکری و تاریخیاند.
در عین حال، از منظر آموزههای اسلامی و بهویژه مکتب اهلبیت علیهمالسلام، بخش مهمی از این مبانی عرفانی محل مناقشه و نقد است. در حالی که برخی مکاتب شبه عرفانی از عالم به عنوان تجلی، ظهور یا سایه حقیقت واحد سخن میگویند، در معارف اسلامی تأکید بر تمایز روشن میان خالق و مخلوق است. خداوند خالق است و جهان مخلوق؛ نه بخشی از ذات او و نه مرتبهای از وجود او. همچنین قرب الهی به معنای بندگی و عبودیت بیشتر است، نه محو شدن وجود انسان در ذات الهی.
همین نقد درباره برخی آیینهای صوفیانه نیز مطرح شده است. در روایتی منسوب به امام هادی علیهالسلام درباره برخی جریانهای صوفی آمده است: «أَوْرَادُهُمُ الرَّقْصُ وَالتَّصْدِيَةُ وَأَذْكَارُهُمُ التَّرَنُّمُ وَالتَّغَنِّيَةُ»؛ یعنی اورادشان رقص و کفزدن و اذکارشان ترنم و آوازخوانی است. (رسالهی اثنی عشری، (شیخ حر عاملی)، ص28) چنین نگاهی نشان میدهد که در مکتب اهلبیت، ذکر و عبادت باید بر پایه وقار، عقلانیت، خشوع و التزام به شریعت باشد و نه بر اساس هیجانهای جمعی و آیینهای موسیقایی.
از این منظر، فستیوالهای صوفیانهای که امروز در نقاط مختلف جهان، از جمله اسرائیل، برگزار میشوند را نمیتوان صرفاً رویدادهایی فرهنگی و بیارتباط با مبانی فکری تصوف دانست. بسیاری از عناصر حاضر در این برنامهها، مانند موسیقی آیینی، سماع، تجربههای وجدآمیز، تأکید بر معنویت فرادینی و کمرنگ شدن مرزهای اعتقادی، ریشه در برخی آموزههای تاریخی تصوف دارند؛ آموزههایی که از دیرباز محل گفتوگو، نقد و مناقشه در میان اندیشمندان مسلمان بودهاند.
انتهایپیام/














































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































