وقتی آزادی بی‌پناه می‌شود
فرهنگی

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، در هر تمدنی لحظاتی پدید می‌آید که یک واقعه، نه صرفاً به‌مثابه حادثه‌ای جنایی، بلکه چونان نشانه‌ای وجودی، بنیان‌های پنهان آن تمدن را برملا می‌کند. ماجرای جفری اپستین از همین سنخ است؛ رویدادی که اگر در سطح گزارش‌های حقوقی و رسانه‌ای متوقف شود، به داستان انحراف فردی یک میلیاردر فروکاسته می‌شود، اما اگر در افق فلسفه نگریسته شود، به آینه‌ای بدل می‌گردد که عریانی اخلاق در تمدن لیبرال را بازمی‌تاباند. اپستین نه صرفاً یک مجرم، بلکه نشانه‌ای از وضعیتی است که در آن آزادی از معنا تهی، قدرت از مسئولیت جدا، و سرمایه از هر قید قدسی رها شده است.

تمدن لیبرال بر ایده آزادی فردی بنا شد؛ آزادی به‌مثابه حق انتخاب، حق تملک و حق تعقیب منفعت شخصی اشت اما این آزادی، در مسیر تاریخی خود، از افق حقیقت و غایت جدا گشت و به سازوکاری حقوقی فروکاسته شد. اخلاق دیگر نه ساحتی از تعالی انسانی، بلکه مجموعه‌ای از قواعد قراردادی شد که تا جایی اعتبار دارند که با سازوکار قدرت تعارض نیابند در چنین افقی، جرم نه به‌عنوان سقوط در ورطه شر، بلکه به‌عنوان تخطی از یک قاعده تعریف می‌شود؛ و اگر قاعده قابل دور زدن باشد، اخلاق نیز قابل تعلیق است. آن چه در پرونده اپستین آشکار شد، صرفاً شبکه‌ای از سوءاستفاده‌ها نبود؛ بلکه شبکه‌ای از مصونیت‌ها بود. پیوندهای او با نخبگان سیاسی، دانشگاهی و اقتصادی نشان داد که در جهان متأخر، قدرت نه در رأس هرم، بلکه در تار و پود شبکه‌ها جریان دارد؛ شبکه‌هایی که پاسخ‌گویی در آن‌ها رقیق می‌شود و مسئولیت در میان حلقه‌های به‌هم‌پیوسته گم می‌گردد. آن چه میشل فوکو از پراکندگی و نامرئی‌شدن قدرت سخن می‌گفت، در اینجا به شکلی عینی رخ نمود: قدرتی که نه چهره دارد، نه مرکز، و نه مسئول مشخص؛ اما می‌تواند حقیقت را مدیریت و عدالت را به تعویق اندازد.

لیبرالیسم اخلاقی مدعی بود که با تضمین حقوق فردی و تفکیک قوا، امکان فساد ساختاری را به حداقل می‌رساند اما ماجرای اپستین نشان داد که حقوق، هنگامی که در خدمت سرمایه و نفوذ قرار گیرد، می‌تواند خود به سپری برای پنهان‌سازی شر بدل شود و اینجا با پدیده‌ای روبه‌رو هستیم که می‌توان آن را «مصونیت ساختاری» نامید؛ وضعیتی که در آن فرد، به اتکای شبکه‌های قدرت، عملاً از پیامدهای اخلاقی کنش خود جدا می‌شود و چنین گسستی، صرفاً نقص در اجرای قانون نیست؛ بلکه نشانه‌ای از بحران در بنیادهای اخلاقی است.

تمدن غربی، پس از اعلام «مرگ خدا» در اندیشه فردریش نیچه، کوشید اخلاق را بر پایه خود آیینی انسان استوار سازد. انسان مدرن قرار بود قانون‌گذار خویش باشد و با اتکا به عقلانیت، خیر عمومی را تضمین کند اما این خود آیینی، در بستر سرمایه‌داری متأخر، به خودبسندگی میل و اراده فروکاسته شد. آزادی، از پیوند با مسئولیت گسست و به حق بی‌پایان انتخاب تبدیل شد و در چنین وضعی، اگر اراده بتواند ابزارهای تحقق میل خود را فراهم آورد، دیگر چه چیزی آن را مهار خواهد کرد؟ قانون؟ رسانه؟ افکار عمومی؟ همه این‌ها در برابر شبکه‌های پیچیده سرمایه و نفوذ، شکننده‌اند. از سوی دیگر، آن چه حانه آرندت ابتذال شر می‌نامید، در اینجا صورتی تازه می‌یابد. شر دیگر نه در هیئت هیولا، بلکه در قامت انسان‌های موجه، نهادهای معتبر و محافل آراسته ظاهر می‌شود و تفاوت در این است که ابتذال شر در قرن بیستم، از دل بوروکراسی توتالیتر سر برمی‌آورد؛ اما در ماجرای اپستین، با شرّی مواجهیم که در دل آزادی بازار و روابط داوطلبانه رشد کرده است و این شر، نه محصول اجبار ایدئولوژیک، بلکه زاده بی‌پناهی اخلاق در برابر سرمایه است.

آیا می‌توان این رخداد را صرفاً انحرافی استثنایی دانست؟ پاسخ منفی است، زیرا تکرار الگوهای مشابه در حوزه‌های گوناگون  از «سوءاستفاده‌های مالی تا رسوایی‌های اخلاقی نخبگان » نشان می‌دهد که با یک ساختار مواجهیم، نه با یک فرد. ساختاری که در آن «موفقیت» معیار فضیلت تلقی می‌شود و انباشت سرمایه، نشانه شایستگی. در چنین نظمی، ثروت نه تنها امکان دسترسی به کالاها، بلکه امکان دسترسی به انسان‌ها را نیز فراهم می‌کند. انسان، آن گاه که در منطق بازار تعریف شود، به موضوع معامله تقلیل می‌یابد؛ و این همان نقطه‌ای است که اخلاق، بی‌آنکه رسماً لغو شود، عملاً تعلیق می‌گردد.

لیبرالیسم اخلاقی، با تأکید بر رضایت و قرارداد، گمان می‌کرد که هر رابطه‌ای اگر بر پایه توافق شکل گیرد، مشروع است. اما مسئله آنجاست که قدرت، همواره نامتقارن است. رضایت در شرایط نابرابر، تا چه اندازه اصیل است؟ هنگامی که ثروت، شهرت و نفوذ در یک سو انباشته می‌شود و آسیب‌پذیری در سوی دیگر، آیا می‌توان از برابری اراده‌ها سخن گفت؟ ماجرای اپستین این پرسش را با خشونتی عریان پیش روی ما نهاد: آزادی در غیاب عدالت، به ابزار سلطه بدل می‌شود. از منظر تمدنی، آن چه رخ داد، فروریختن اعتماد عمومی بود. اعتماد، سرمایه نامرئی هر نظم سیاسی است. هنگامی که شهروندان احساس کنند نخبگان در حاشیه امنی فراتر از قانون زیست می‌کنند، پیوند میان اخلاق و سیاست گسسته می‌شود. در چنین شرایطی، قانون دیگر تجلی اراده عمومی نیست، بلکه ابزاری در دست صاحبان نفوذ تلقی می‌شود. این گسست، خطرناک‌تر از خود جرم است؛ زیرا بنیان همبستگی اجتماعی را فرسایش می‌دهد. شاید عمیق‌ترین بحران، در سطح معنا رخ داده باشد. تمدن لیبرال، با حذف مرجع متعالی، اخلاق را به خود انسان واگذار کرد. این واگذاری، در آغاز نویدبخش بلوغ بود؛ اما در غیاب افقی فراتر از منفعت، به نسبی‌گرایی انجامید. اگر هیچ خیر متعالی‌ای وجود نداشته باشد که بر فراز منافع فردی بایستد، چرا باید میلِ توانمند مهار شود؟ چرا باید قدرت، خود را محدود سازد؟ پاسخ لیبرالیسم به این پرسش، قانون و شفافیت بود؛ اما هنگامی که قدرت بتواند قانون را دور بزند و شفافیت را مدیریت کند، چه چیزی باقی می‌ماند؟ و اینجاست که اپستین به استعاره‌ای از «آزادی بی‌پناه» بدل می‌شود. آزادی‌ای که از معنا تهی شده، به میدان تاخت‌وتاز اراده‌های مسلط تبدیل می‌گردد. در غیاب تعهدی عمیق به کرامت ذاتی انسان نه صرفاً به‌عنوان دارنده حق، بلکه به‌عنوان موجودی برخوردار از شأن غیرقابل معامله آزادی می‌تواند به پوششی برای بهره‌کشی بدل شود. این همان عریانی اخلاق است: وضعیتی که در آن، زبان ارزش‌ها حفظ می‌شود، اما روح آن‌ها از میان می‌رود.

نقد تمدنی غرب در اینجا به معنای نفی دستاوردهای آن نیست؛ بلکه دعوت به تأملی ریشه‌ای در مبانی آن است. آیا می‌توان اخلاق را صرفاً بر قرارداد و رضایت استوار کرد؟ آیا آزادی، بدون پیوند با حقیقت و مسئولیت، پایدار می‌ماند؟ و آیا سرمایه، اگر از هر قید قدسی رها شود، به‌ناچار همه‌چیز را کالایی نخواهد کرد؟ این پرسش‌ها، فراتر از یک پرونده جنایی، سرنوشت تمدنی را نشانه می‌روند که خود را معیار پیشرفت اخلاقی جهان می‌دانست.

در نهایت اپستین، نه آغاز بحران بود و نه پایان آن؛ بلکه لحظه‌ای از شکافتن بود. لحظه‌ای که در آن، پرده از پیوند پنهان آزادی و قدرت کنار رفت و نشان داد که بدون بنیانی استوار برای اخلاق، حتی پیشرفته‌ترین نهادها نیز می‌توانند به خدمت شر درآیند. اگر تمدن لیبرال نتواند میان آزادی و مسئولیت، میان حق و حقیقت، و میان سرمایه و کرامت انسانی آشتی برقرار کند، رخدادهایی از این دست تکرار خواهند شد؛ نه به‌عنوان استثنا، بلکه به‌عنوان قاعده‌ای خاموش است و شاید زمان آن رسیده باشد که غرب، به جای اصرار بر خودبسندگی اخلاقی، بار دیگر از خود بپرسد: آزادی برای چه؟ و در خدمت کدام تصویر از انسان؟

یادداشت از: محدثه حکیم‌زاده

انتهای‌پیام/

 

تسنیم

خبرگزاری تسنیم یک خبرگزاری خصوصی در ایران است که ارتباط قوی با سپاه پاسداران دارد. این خبرگزاری در سال 1391 با مدیریت سید مجید قلی زاده آغاز بکار کرده است. مراسم افتتاح خبرگزاری تسنیم روز 22 آبان با حضور علی اکبر ولایتی دبیر کل مجمع جهانی بیداری اسلامی و سید محمد حسینی وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی در تالار سوره حوزه هنری تهران برگزار شد. هدف از فعالیت این خبرگزاری در اساسنامه آن، بدین ترتیب شرح داده شده است: اطلاع‌رسانی و انتشار اخبار و تنویر افکار عمومی در راستای سیاست‌های نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، پوشش خبری رخدادهای قوای سه‌گانه، افکارسنجی، ارزشیابی و انعکاس درخواست‌های آشکار و پنهان فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و هنری برای ارائه به مبادی تصمیم‌گیری، راه اندازی سایت و خبرگزاری با کسب مجوز از مراجع قانونی ذی‌صلاح و انجام فعالیتهای انتشاراتی.
هدف راه‌اندازی این وبسایت خبری تسنیم، پوشش اخبار عربی اعلام شده است اما پوشش اخبار اقتصادی ایران مرتبط با همه حوزه‌های خبری شامل موضوعات مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و بین‌المللی به همراه سایر زمینه‌ها اعم از بیداری اسلامی، فرهنگی، ورزشی، اخبار استانها، کاریکاتور، عکس، گرافیک، صوت و فیلم و ... نیز در دستور کار این خبرگزاری قرار دارد.
تسنیم همواره استفاده از فناوری های روز اطلاع رسانی در دنیا و نیز مدیاهای مختلف بویژه صوت و تصویر را سرلوحه کار خود قرار داده و در راستای تحقق رسالت و اهدافش بهره گیری از ابزارهای مختلف رسانه‌ای را به نحو احسن به عمل می‌رساند.
خبرگزاری تسنیم، فعالیت در دو حوزه کاری داخل و خارج کشور را جزو اهداف خود تعیین کرده و بر آن است تا اقدامات لازم جهت آگاهی بخشی و بصیرت افزایی در این دو حوزه را انجام دهد.
در عرصه خارجی، واقعیت‌ها نشان می‌دهد که برخلاف تلاش های نظام سلطه برای جلوگیری از نفوذ و انتشار ماهیت و پیام‌های انقلاب اسلامی، تاثیرگذاری آن همچنان این انقلاب و اهداف آن سرمشق انقلابیون در نهضت بیداری اسلامی شده است و در جنگ نرم علیه ایران موفق عمل می‌کند.
در شرایطی که انقلاب اسلامی ابتکار عمل را در عرصه جنگ نرم به دست گرفته است، رسانه‌های وفادار به انقلاب اسلامی بایستی دو وظیفه مهم و اساسی خود را به انجام رسانند:
اول آنکه ماهیت، مولفه‌ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی را تبیین و تشریح نمایند. در این اقدام باید به نظام سیاسی مبتنی بر مردم سالاری دینی بیش از پیش پرداخته شود. مردم سالاری دینی باید به عنوان یک الگوی ویژه برای نظام لیبرال دموکراسی غربی معرفی شود که علیرغم همه موانع که بر سر راه وی بوده، توانسته است تا چهار دهه در مقابل زورگویی سلطه طلبان مقاومت کند و با این حال به دستاوردهای مهمی در حوزه‌های مختلف علم و فناوری نایل گردد.
دوم آنکه، برای جلوگیری از خطر انحراف، اعوجاج، دگرگون وار نشان دادن اهداف، مقاصد و دستاوردهای انقلاب‌های مردمی در نهضت بیداری اسلامی توسط رسانه های نظام سلطه تلاش نماید.
رسالت‌های خبرگزاری تسنیم در حوزه فعالیت خارج از کشور دو مورد فوق ذکر شده و در تلاش است تا در کنار سایر رسانه‌های انقلابی و وفادار، آرایش رسانه ای مستحکمی در برابر انحصار و سلطه امپریالیسم رسانه ای به وجود آورد و زبان گویای انقلاب اسلامی و انقلابیون مسلمان و آزادیخواه در تمام نقاط عالم باشد.
در عرصه داخلی نیز، تسنیم وظیفه خود می‌داند تا همسو با اهداف نظام مقدس جمهوری اسلامی یکی در عرصه وسیع فرهنگی کشور، حضور موثر ایفا نماید و سایر رسانه‌های انقلابی را به منظور همکاری در این مسیر تشویق و هدایت نماید.
تسنیم آگاه است که امپریالیسم رسانه ای غرب همواره با انجام اقداماتی تلاش دارد تا علیه افکار عمومی کشور هجمه وارد نماید و در این راستا فعالیت‌هایی جهت مهندسی و جابجایی حقایق در اذهان ملت مسلمان ایران، صورت می‌پذیرد. بنابراین شرایط کنونی ایجاب می کند تا رسانه های متعهد که آگاه و وفادار به اهداف و رسالت‌های انقلاب اسلامی هستند به عنوان سنگرهای دفاعی و سپر مقاومت در مقابل این هجمه‌ها ایجاد شده و فعالیت کنند تا بتوانند از آرمان‌های مقدس نظام اسلامی دفاع کنند و با اطلاع رسانی و آگاهی بخشی به هنگام و موثر، بصیرت افزایی را در جهت مصون سازی و عمق بخشی معنوی و ارتقاء سطح فرهنگ عمومی، سرلوحه کار و تلاش خود قرار دهند.
خبرگزاری تسنیم تلاش می‌کند تا رسالت اطلاع رسانی خود را با تکیه بر توان نیروی انسانی مجرب و توانمند در عرصه رسانه‌ای کشور به شایستگی انجام دهد و به عنوان مرکزی برای تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جبهه رسانه‌ای انقلاب اسلامی شناخته شود.
تسنیم که به گفته رئیس سپاه محمدعلی جعفری یکی از رسانه‌های مؤمن و انقلابی است که در مقابله با توطئه‌های ضداسلامی و ضد بشری ستمگران وظیفه بسیار سنگینی دارد، در سانحه پرواز شماره ۹۵۲۵ ژرمن‌وینگز یک تن از نیروهای خود یعنی میلاد حجت‌الاسلامی در سمت خبرنگار را از دست داد.
صاحب امتیاز خبرگزاری تسنیم «مؤسسه آتی‌سازان فرهنگ تسنیم» و مسئولیت مدیرعامل آن نیز برعهده سید مجید قلی‌زاده‌ قرار دارد. تسنیم موفق شده است تا چند پروانه حق تکثیر را با عنوان پروانه‌های کرییتیو کامنز (Creative Commons) دریافت کند و تمام محتواهای خود را با این پروانه در اختیار عموم مردم قرار دهد. این پروانه‌ها به تسنیم اجازه را می‌دهد تا اعلام کند چه حقوقی برای خودش محفوظ بماند، و چه حقوقی برای دریافت‌کننده اثر یا خالق‌های دیگر، باقی بماند.
خبرگزاری تسنیم با شعار چشمه‌ی جوشان آگاهی بخشی از حضور پر رنگ در شبکه‌های اجتماعی مختلف نیز غافل نشده است و کانال خبرگزاری تسنیم را شکل داده است. تسنیم در سروش با نشانی، tasnimna@ در آی گپ با آیدی tasnimna@ در توییتر به ادرس Tasnimnews_Fa@ در آپارات tasnim.video@ در تلگرام با ایدی Tasnimnews@ و در اینستاگرام به نشانی tasnimnews_fa@ به فعالیت می‌پردازد و از این پتانسیل شبکه‌های اجتماعی نیز برای آگاهی بخشی استفاده می‌نماید.
شما می‌توانید مهمترین اخبار تسنیم را از طریق دسترسی مستقیم در تهران و دیگر شهرهای ایران در اختیار داشته باشید، علاوه بر آن، میتوان برای دسترسی آسانتر به قیمت ارز و طلا و لیگ ایران و جهان از لینک‌های مستقیم استفاده نمایید.
برروی وبسایت این خبرگزاری به نشانی اینترنتی تسنیم دات کام میتوان راه‌های ارتباطی مختلف را مشاهده نمود. کاربران می‌توانند با استفاده از تلفن گویا، فکس، تلفن تماس واحد روابط عمومی، پست الکترونیک و همچنین آدرس دفتر این خبرگزاری جهت برقراری ارتباط اقدام نمایند. وبسایت خبرگزاری تسنیم با بازدید میانگین بیش از 200 هزار کاربر علاوه بر پوشش اخبار در حوزه‌های مختلف به درج رپورتاژ و تبلیغات سایر کسب‌وکارها نیز می‌پردازد.

https://www.tasnimnews.com/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *