به گزارش خبرگزاری مهر – گروه جامعه: کنکور سراسری همواره یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین آزمونهای دوران تحصیل دانشآموزان بوده است؛ آزمونی که هر سال بسیاری از دانشآموزان با پشت سر گذاشتن ماهها تلاش و مطالعه، برای کسب بهترین نتیجه در آن رقابت میکنند و شماری از آنها نیز با عملکردی درخشان به جمع رتبههای برتر راه مییابند. با این حال، کنکور امسال شرایط متفاوتی نسبت به سالهای گذشته داشت؛ دانشآموزان در ماههای منتهی به آزمون، علاوه بر فشار و استرس طبیعی کنکور، شرایط دشوار ناشی از جنگ را نیز تجربه کردند و بخش قابل توجهی از فرآیند آموزشی آنها در کلاسهای مجازی و خارج از فضای معمول مدرسه دنبال شد.
این شرایط، مسیر آمادگی برای کنکور را برای بسیاری از داوطلبان دشوارتر کرد و حفظ تمرکز، استمرار در مطالعه و مدیریت اضطراب به چالشی جدی تبدیل شد. با وجود این، در میان همین شرایط دشوار نیز دانشآموزانی بودند که توانستند با حفظ انگیزه، مدیریت شرایط و ادامه مسیر مطالعه، عملکردی درخشان داشته باشند و خود را به جمع رتبههای برتر کنکور برسانند؛ موفقیتی که نشان میدهد در کنار سطح علمی، عواملی همچون تابآوری، مدیریت استرس، حفظ تمرکز و استمرار در مسیر آمادگی نیز میتواند در نتیجه نهایی نقش مهمی داشته باشد.
در همین راستا خبرنگار مهر با مهدی نجفی رتبه ششم کنکور سراسری ۱۴۰۵ در رشته ریاضی و ساکن تهران درباره مسیر موفقیت خود در کنکور گفتگویی داشته است.
آیا در دوران آمادگی برای کنکور پیش آمد که ناامید شوی و با خودت بگویی دیگر نمیخواهم درس بخوانم یا در کنکور شرکت کنم؟ چه چیزی باعث شد انگیزهات را حفظ کنی و به رتبه برتر برسی؟
نجفی: از سال دهم بهتدریج با کسب نتایج خوب در آزمونهای مدرسه و تشویق معلمان و دوستان به این باور رسیدم که میتوانم به رتبههای برتر دست پیدا کنم و حضور و یادگیری در کلاس درس را جدی میگرفتم و در کنار آن، مدیریت اخبار و حفظ آرامش در روزهای پرتنش جنگ را یکی از عوامل مهم حفظ تمرکز برای خودم و افراد دیگر میدانم.
من زمان مطالعهام را دقیق ثبت نمیکردم، اما بهصورت کلی مدرسه میرفتم و به شکل حضوری درس میخواندم. در روزهایی هم که جنگ شد و مدارس تعطیل بود، طبیعتاً زمان بیشتری در اختیار داشتم و مطالعه بیشتری انجام میدادم.
اما اگر بخواهم درباره اینکه چه شد به فکر رتبه برتر شدن افتادم، باید به سال دهم برگردم. آن زمان راستش خیلی به فکر قرار گرفتن در جمع نفرات برتر نبودم، اما در مدرسه نمرات خوبی میگرفتم و در آزمونهای مدرسه هم رتبههای خوبی داشتم.
بهتدریج هم صحبتهای دوستان و معلمان و هم تلاش خودم باعث شد به یک خودباوری برسم که من هم میتوانم. احساس میکردم شرایط خوبی دارم؛ هم از طرف خانواده و هم از طرف مدرسه شرایط مناسبی برایم فراهم بود و از طرفی توانایی لازم را هم در خودم میدیدم.
با خودم گفتم میتوانم کمی بیشتر تلاش کنم و حتی به یک رتبه تکرقمی برسم. وقتی به سال دوازدهم رسیدم، موضوع برایم خیلی جدیتر شد و رتبه برتر شدن را بهعنوان یک هدف مشخص برای خودم ترسیم کرده بودم و با همین ذهنیت درس میخواندم و در آزمونها شرکت میکردم.

با توجه به اینکه سه سال برای کنکور درس خواندی و حتی پیش از آن هم زحمت کشیدی، به نظرت یادگیری در کلاس درس چقدر میتواند در موفقیت و کسب رتبههای یکرقمی یا دورقمی مؤثر باشد؟
نجفی: برای شخص من، یادگیری سر کلاس درس خیلی جدی بود. بعضی درسها هستند که شاید خیلی به خواندن آنها در خانه رغبت نداشته باشیم و همیشه هم فرصت نمیکنیم همان روز بهطور کامل آنها را مطالعه کنیم.
اما اینکه سر کلاس حضور داشته باشیم و با دقت گوش بدهیم، خودش یک امتیاز مثبت است. وقتی حواس جمع باشد، بخشی از فرآیند یادگیری که باید اتفاق بیفتد، همانجا به شکل کامل و درست انجام میشود.
بعد از آن، تثبیت و تسلط بر مطالب میتواند در زمان دیگری انجام شود. بنابراین به نظرم یادگیری در کلاس درس، اگر با تمرکز و توجه همراه باشد، نقش مهمی در فرآیند یادگیری دارد.
روزهای جنگ و فضای پرتنش آن دوره چقدر روی تمرکزت تأثیر گذاشت و چطور توانستی در آن شرایط درس بخوانی و تمرکزت را حفظ کنی؟
نجفی: جنگ بهطور کلی یک اتفاق پراسترس است؛ فرقی نمیکند فرد کودک باشد یا سالمند و در هر جایگاهی که قرار داشته باشد، میتواند تحت تأثیر چنین شرایطی قرار بگیرد. اما به نظرم بخش زیادی از این موضوع به شخصیت درونی افراد و توانایی آنها در کنترل خودشان برمیگردد.
باید بتوانند اضطراب موجود را با روشهای مختلف مدیریت کنند. برای مثال کتاب خواندن یا انجام یک فعالیت جانبی میتواند کمک کند تا برای مدتی ذهن از جنگ و اتفاقاتی که در حال رخ دادن است فاصله بگیرد.
افرادی بودند که واقعاً درگیر شرایط جنگ بودند، بهخصوص در زمان برگزاری آزمونهای نهایی که وضعیت برای برخی از آنها واقعاً مطلوب نبود. در چنین شرایطی، تابآوری و مقاومتی که در درون انسان وجود دارد، میتواند کمککننده باشد.
ما هم شخصا برای چند روز از تهران خارج شدیم، اما در عین حال اخبار را مدیریت میکردیم. اینطور نبود که همزمان با درس خواندن، مرتب گوشی را برداریم و بررسی کنیم چه اتفاقی افتاده یا چه حادثهای رخ داده است. این مدیریت، چه از نظر درونی و چه از نظر مدیریت فعالیتهایی که انجام میدهیم، بسیار مهم است.

برای داوطلبانی که آنقدر مضطرب میشوند که کنکور برایشان به یک غول تبدیل شده و حتی ممکن است بهدلیل استرس عملکردشان را از دست بدهند، چه پیشنهادی داری؟
نجفی: آزمونهایی که قبل از کنکور و امتحانات نهایی برگزار میشوند، فرصتی هستند تا فرد خودش را محک بزند و تلاش کند استرسش را مدیریت کند. استرس تا حد طبیعی خوب است و باعث میشود فرد متوجه شود در چه بخشی ضعف دارد و باید آن را برطرف کند. اما اگر استرس از یک حد بیشتر شود، عملکرد مثبت فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. ممکن است فرد از نظر علمی توانایی گرفتن نمره ۲۰ را داشته باشد، اما بهدلیل استرس و بیدقتی نمره ۱۸ بگیرد.
بنابراین توصیهام این است که داوطلبان تا پیش از آزمون نهایی و روز کنکور، آزمونها را به چشم فرصتهایی برای محک زدن خودشان ببینند؛ یعنی هر آزمون را فرصتی بدانند که خودشان را یک پله بالاتر ببرند و نقاط ضعفشان را شناسایی و برطرف کنند.
البته در روز کنکور، استرس واقعاً اجتنابناپذیر است، حتی خود من هم وقتی دفترچه کنکور را پخش کردند و آزمون شروع شد، استرس داشتم. بنابراین نمیتوان گفت باید استرس را بهطور کامل از بین برد؛ مهم این است که بتوانیم آن را مدیریت کنیم.
به نظرم در این مرحله، ویژگیهای شخصیتی و توانایی مدیریت شرایط اهمیت بیشتری پیدا میکند. از نظر سطح علمی، داوطلبانی که تا رتبههای بالا قرار میگیرند، فاصله خیلی زیادی با یکدیگر ندارند؛ اما عواملی مانند مدیریت استرس و مدیریت زمان میتوانند در نتیجه نهایی تعیینکننده باشند.
اگر بخواهم در یک جمله بگویم چه چیزی به من کمک کرد که به این رتبه برسم، فکر میکنم خودباوری، استمرار و مدیریت شرایط خیلی مهم بود. هیچوقت نباید فکر کنیم کنکور آنقدر بزرگ است که نتوانیم از پسش بربیاییم. طبیعتا استرس وجود دارد و حتی خود من هم روز کنکور استرس داشتم، اما مهم این است که بتوانیم آن را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم روی عملکردمان اثر بگذارد.
به نظرم هر کسی که هدفی دارد، اگر شرایطی که در اختیارش هست را درست مدیریت کند، با آرامش ادامه بدهد و از آزمونها برای شناخت نقاط ضعفش استفاده کند، میتواند به چیزی که میخواهد نزدیک شود. شاید همیشه همهچیز طبق برنامه پیش نرود، اما مهم این است که آدم خودش را نبازد و تا آخر مسیر ادامه بدهد.


















































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































