به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری تسنیم، حجتالله بنیادی، پژوهشگر نظام آموزشی و استاد دانشگاه، در یادداشتی نوشت: در مراسم آغاز سال تحصیلی دانشگاه فرهنگیان که پنجم مهرماه 1405 برگزار شد با اشاره به نقش بیبدیل معلمان در تربیت و هدایت نسلها، بر ضرورت الگو بودن آنان در جامعه تأکید و اعلام شد: دانشجومعلمان باید چنان باکیفیت، اثرگذار و سرآمد پرورش یابند که هر یک از آنان نماد یک الگوی زیسته موفق و الهامبخش در جامعه باشند.
در کنار این سخنان و شعارهای زیبا اما حقیقتی تلخ وجود دارد که به معیشت معلمان و دانشجومعلمان بازمیگردد.
در یکی از واحدهای دانشگاه فرهنگیان در گناباد، هزینه پرداختی یک دانشجومعلم برای سه وعده غذا در مهرماه سال جاری، 370 هزار تومان تعیین شده است. بر این اساس، هزینه غذای یک دانشجومعلم در یک ماه به حدود 11 میلیون و 100 هزار تومان میرسد.
اگر همین مبنا را که وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان برای محاسبه هزینه غذای یک نفر در نظر گرفتهاند، ملاک قرار دهیم، هزینه غذای یک خانواده سهنفره ماهانه حدود 33 میلیون تومان و برای یک خانواده چهار نفره حدود 44 میلیون تومان خواهد بود.
اینجاست که یک پرسش جدی مطرح میشود: چگونه آموزش و پرورش در مقام دریافت هزینه برای تأمین غذای یک نفر در ماه رقمی حدود 11 میلیون تومان را محاسبه میکند، اما در مقام پرداخت حقوق و مزایای معلمان و کارکنان خود، حاضر نیست همین شاخصهای هزینه زندگی را مورد توجه قرار دهد؟
بدیهی است که هزینه غذا تنها بخشی از هزینههای زندگی یک خانواده است. هزینه مسکن، پوشاک، درمان، آموزش، رفتوآمد و سایر نیازهای ضروری را نیز باید به این رقم اضافه کرد. بنابراین اگر قرار باشد هزینههای زندگی یک خانواده چهار نفره با همین منطق محاسبه شود، رقم مورد نیاز برای تأمین حداقلهای زندگی به مراتب بیشتر از هزینه غذا خواهد بود.
در این میان بنا بر برآوردهای مطرحشده، میانگین دریافتی معلمان در سال 1405 حدود 35 میلیون تومان است. پرسش این است که آیا با چنین دریافتی میتوان از عهده هزینههای یک خانواده چهار نفره برآمد؟
این همان تناقضی است که میتوان آن را به تعبیر معروف «یک بام و دو هوا» توصیف کرد، یک شاخص برای زمانی که آموزش و پرورش هزینهای را دریافت میکند و شاخصی دیگر زمانی که قرار است حقوق و مزایای نیروی انسانی خود را تعیین و پرداخت کند.
اگر هزینه زندگی را با یک شاخص محاسبه میکنیم، منطقی است که در تعیین حقوق نیز همان شاخصها مورد توجه قرار گیرد. نمیتوان وقتی در یک سوی میز قرار داریم، هزینهها را بر اساس واقعیتهای اقتصادی محاسبه کنیم و وقتی در سوی دیگر میز قرار میگیریم همان واقعیتها را نادیده بگیریم.
واقعیت این است که یک دانشجومعلم برای تأمین سه وعده غذای خود باید ماهانه حدود 11 میلیون تومان بپردازد. اگر همین فرد در آینده ازدواج کند و صاحب خانوادهای چهار نفره شود، تنها هزینه غذا بر اساس همین محاسبه به حدود 44 میلیون تومان در ماه خواهد رسید آن هم بدون احتساب هزینههای مسکن، پوشاک، درمان، آموزش و سایر نیازهای ضروری زندگی.
سؤال اساسی اینجاست که در شرایطی که حقوق و مزایای یک معلم حتی بر اساس شاخصهای هزینهای مورد استفاده خود وزارت آموزش و پرورش، کفاف تأمین غذای یک خانواده را نمیدهد، این معلم چگونه میتواند الگوی زیسته موفق و الهامبخش در جامعه باشد؟
سخن از شأن و جایگاه معلم، زمانی میتواند از سطح شعار فراتر برود که شرایط واقعی زندگی او نیز مورد توجه قرار گیرد. معلمی که دغدغه تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی خود و خانوادهاش را دارد، پیش از هر چیز به امنیت اقتصادی و آرامش خاطر نیازمند است تا بتواند نقش تربیتی و آموزشی خود را به بهترین شکل ایفا کند.
انتظار حداقلی از دولت، وزارت آموزش و پرورش و دانشگاه فرهنگیان این است که عدالت و انصاف تنها در متن سخنرانیها و شعارها باقی نماند، بلکه در سیاستگذاریهای اقتصادی و تعیین حقوق و مزایای معلمان نیز نمود عینی پیدا کند.
وضعیت معیشتی معلمان و خانوادههای آنان سالهاست به یکی از مسائل جدی نظام آموزشی کشور تبدیل شده است که نمیتوان با توصیه به صبر و بیان شعارهای زیبا از کنار آن گذشت. برای داشتن معلمانی اثرگذار، باانگیزه و الهامبخش، باید به زندگی و معیشت آنان نیز به عنوان بخشی از مسئله آموزش و تربیت نگاه کرد.
اگر قرار است از معلم انتظار داشته باشیم الگوی زیسته موفق و الهامبخش نسل آینده باشد، نخست باید این پرسش را جدی بگیریم، معلم با چه سطحی از معاش میتواند چنین الگویی باشد؟
انتهای پیام/

























































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































































