به گزارش میگنا پژوهشهای پزشکی و روانشناختی نشان میدهند که نمیتوان صرفاً با افزایش ساعات حضور کودک در مدرسه، انتظار یادگیری بیشتر داشت. کیفیت آموزش، زمانبندی فعالیتها، خواب کافی و فرصت بازی و تحرک، همگی در تعیین کیفیت یک روز مدرسه نقش دارند.
کودک دبستانی به چند ساعت خواب نیاز دارد؟
یکی از مهمترین نکاتی که در برنامهریزی ساعت مدرسه باید مورد توجه قرار گیرد، نیاز خواب کودک است.
بر اساس توصیه آکادمی پزشکی خواب آمریکا، کودکان ۶ تا ۱۲ ساله به ۹ تا ۱۲ ساعت خواب در هر شبانهروز نیاز دارند. خواب کافی با توجه بهتر، عملکرد شناختی مناسبتر، سلامت روان و تنظیم هیجانات ارتباط دارد.
بنابراین اگر مدرسه بسیار زود شروع شود، ممکن است کودک برای رسیدن به مدرسه مجبور شود صبح زود از خواب بیدار شود و در نتیجه، حتی با وجود تلاش خانواده برای رعایت ساعت خواب، مجموع خواب او کاهش پیدا کند.
این مسئله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کمخوابی در کودکان ممکن است خود را به شکل خوابآلودگی آشکار نشان ندهد. گاهی کودک کمخواب به جای اینکه خوابآلود به نظر برسد، بیقرار، تحریکپذیر، کمتمرکز یا حتی بیشفعال میشود.
از این منظر، پرسش اصلی نباید فقط این باشد که «مدرسه چه ساعتی باز شود؟» بلکه باید پرسید:
آیا ساعت شروع مدرسه اجازه میدهد کودک خواب مورد نیاز خود را دریافت کند؟
آیا شروع مدرسه در ساعت ۷ صبح برای کودکان مناسب است؟
پاسخ به این پرسش به سن کودک، فاصله خانه تا مدرسه، ساعت خواب شبانه و شرایط خانواده بستگی دارد؛ بنابراین نمیتوان ساعت ۷ صبح را برای تمام کودکان بهطور مطلق مضر دانست.
با این حال، شروع بسیار زودهنگام مدرسه میتواند خطر کمبود خواب را افزایش دهد.
پژوهشهای متعددی درباره زمان شروع مدرسه نشان دادهاند که دیرتر شدن زمان آغاز مدرسه با افزایش مدت خواب دانشآموزان و کاهش خوابآلودگی روزانه همراه است.
یک فراتحلیل بزرگ که ۲۸ مطالعه و بیش از ۱.۷ میلیون شرکتکننده را بررسی کرده است نیز نشان داد که شروع دیرتر مدرسه با افزایش خواب و برخی پیامدهای مثبت مرتبط است.
البته باید یک نکته مهم را در نظر گرفت: بخش بزرگی از پژوهشهای مربوط به تغییر ساعت شروع مدرسه درباره نوجوانان انجام شده است. بنابراین نمیتوان نتایج مربوط به نوجوانان را بدون ملاحظه به دانشآموزان دبستانی تعمیم داد.
با وجود این، اصل مهم برای کودکان دبستانی همچنان پابرجاست:
ساعت مدرسه نباید به گونهای تنظیم شود که کودک برای حضور بهموقع در کلاس مجبور به محرومیت مزمن از خواب شود.
آیا ساعت ۸ تا ۸:۳۰ صبح زمان مناسبتری برای شروع مدرسه است؟
از نظر علمی نمیتوان گفت که «۸:۳۰ صبح» یک نسخه پزشکی قطعی برای تمام مدارس ابتدایی جهان است.
توصیه مشهور برای شروع مدرسه در ساعت ۸:۳۰ یا دیرتر، عمدتاً از سوی متخصصان برای مدارس دوره متوسطه و نوجوانان مطرح شده است؛ زیرا تغییرات ریتم شبانهروزی در دوران بلوغ اهمیت ویژهای پیدا میکند.
اما برای کودکان دبستانی نیز میتوان گفت که شروع مدرسه در حدود ۸ تا ۸:۳۰ صبح، در صورتی که با شرایط رفتوآمد، خواب شبانه و برنامه آموزشی هماهنگ باشد، میتواند گزینهای منطقی برای طراحی برنامه مدرسه باشد.
در واقع، هدف نباید رسیدن به یک عدد جادویی باشد؛ بلکه باید شرایطی ایجاد شود که کودک هنگام ورود به کلاس خوابآلود، خسته و بیحوصله نباشد.
چند ساعت مدرسه برای کودک ابتدایی کافی است؟
اینجا باید بین «مدت حضور در مدرسه» و «مدت آموزش مستقیم» تفاوت قائل شویم.
ممکن است یک کودک پنج یا شش ساعت در مدرسه حضور داشته باشد، اما همه این زمان نباید صرف نشستن پشت میز و گوش دادن به معلم شود.
کودک در طول روز به زمانهایی برای:
- آموزش مستقیم؛
فعالیت عملی؛
بازی؛
تحرک؛
استراحت؛
تعامل با همسالان؛
فعالیت هنری؛
و صرف غذا
نیاز دارد.
بنابراین، برای دوره ابتدایی میتوان حدود ۴ تا ۶ ساعت حضور روزانه در مدرسه را، با توجه به پایه تحصیلی و نظام آموزشی، چارچوبی قابل بررسی دانست؛ اما این به هیچ عنوان به معنای ۴ تا ۶ ساعت آموزش رسمی و فشرده نیست.
در پایههای اول و دوم ابتدایی، آموزش باید بیشتر با فعالیتهای کوتاه، متنوع، بازیمحور و عملی همراه باشد. با افزایش سن، میتوان زمان آموزش مستقیم را بهتدریج بیشتر کرد.
چرا کلاسهای طولانی الزاماً یادگیری بیشتری ایجاد نمیکنند؟
یکی از تصورات رایج در نظامهای آموزشی این است که اگر زمان آموزش افزایش پیدا کند، یادگیری نیز به همان نسبت بیشتر خواهد شد.
اما رابطه میان «زمان بیشتر» و «یادگیری بیشتر» به این سادگی نیست.
پژوهشهای آموزشی نشان دادهاند که افزایش زمان حضور در مدرسه میتواند در برخی شرایط به پیشرفت تحصیلی کمک کند، اما میزان این اثر به کیفیت آموزش و نحوه استفاده از زمان وابسته است.
به عبارت دیگر، یک ساعت آموزش باکیفیت، تعاملی و متناسب با ظرفیت شناختی کودک ممکن است بسیار مفیدتر از ساعتها نشستن خستهکننده در کلاس باشد.
بنابراین سیاست آموزشی نباید تنها بر اساس این منطق طراحی شود که:
«هرچه کودک بیشتر در مدرسه باشد، بیشتر یاد میگیرد.»
منطق علمیتر این است:
«هرچه زمان مدرسه با کیفیت بالاتری سازماندهی شود، فرصت یادگیری مؤثرتر خواهد بود.»
زنگ تفریح زمان تلفشده نیست
از نگاه برخی برنامهریزان آموزشی، زنگ تفریح بخشی از زمان آموزش نیست و در صورت نیاز میتوان آن را کاهش داد.
اما از دیدگاه رشد کودک، چنین نگاهی میتواند اشتباه باشد.
کودکان برای رشد جسمی و شناختی خود به حرکت نیاز دارند. سازمان جهانی بهداشت توصیه میکند کودکان و نوجوانان ۵ تا ۱۷ ساله بهطور متوسط حداقل ۶۰ دقیقه فعالیت بدنی با شدت متوسط تا شدید در روز داشته باشند.
مدرسه یکی از مهمترین محیطهایی است که میتواند به تأمین این نیاز کمک کند.
از سوی دیگر، مطالعات مربوط به «وقفههای فعال» نشان دادهاند که وقفههای حرکتی کوتاه در جریان روز آموزشی میتوانند به توجه و برخی کارکردهای شناختی دانشآموزان کمک کنند.
بنابراین زنگ تفریح را نباید «زمان از دست رفته» تلقی کرد.
برای کودک، بازی و حرکت بخشی از یادگیری است.
مدرسه ابتدایی نباید محل نشستن طولانیمدت باشد
کودکی که ساعتها روی صندلی نشسته، لزوماً در حال یادگیری نیست.
کودکان به فعالیتهای حرکتی، تغییر وضعیت، کار گروهی، فعالیتهای عملی و فرصت تعامل اجتماعی نیاز دارند.
به همین دلیل، یک برنامه مناسب ابتدایی بهتر است آموزش را به چند بخش تقسیم کند و در میان آنها فرصتهای کوتاه برای حرکت و استراحت در نظر بگیرد.
این موضوع بهخصوص برای دانشآموزان پایههای اول ابتدایی اهمیت بیشتری دارد.
کودک شش یا هفت ساله از نظر ظرفیت توجه و کنترل شناختی با یک نوجوان یا بزرگسال تفاوت دارد و نمیتوان همان الگوی آموزشی را برای همه سنین به کار برد.
آیا مدرسه طولانی میتواند به سلامت روان کودک آسیب بزند؟
باز هم پاسخ مطلق نیست.
صرفاً طولانی بودن روز مدرسه به معنای آسیب روانی نیست. اما زمانی که ساعات طولانی مدرسه با فشار تحصیلی، تکالیف زیاد، خواب ناکافی، فقدان بازی، کمبود فعالیت بدنی و اضطراب همراه شود، احتمال فرسودگی و مشکلات روانشناختی افزایش پیدا میکند.
کودک باید پس از پایان مدرسه هنوز فرصت داشته باشد:
- بازی کند؛
با والدین و اعضای خانواده ارتباط داشته باشد؛
فعالیت بدنی انجام دهد؛
به علایق شخصی خود بپردازد؛
و خواب کافی داشته باشد.
اگر تمام این زمان به مدرسه، کلاسهای فوقبرنامه و تکالیف اختصاص پیدا کند، حتی یک برنامه آموزشی ظاهراً موفق نیز ممکن است از نظر رشد همهجانبه کودک نامناسب باشد.
الگوی مناسب برای یک روز مدرسه ابتدایی چیست؟
با توجه به یافتههای موجود میتوان یک چارچوب کلی برای برنامهریزی مدرسه ابتدایی پیشنهاد کرد:
شروع مدرسه: حدود ۸ تا ۸:۳۰ صبح، در صورت امکان و با توجه به شرایط محلی
مدت حضور: حدود ۴ تا ۶ ساعت، متناسب با پایه تحصیلی
آموزش مستقیم: در چند بخش کوتاهتر و متنوع، نه به صورت ممتد
زنگ تفریح: منظم و واقعی، با امکان حرکت و بازی
فعالیت بدنی: بخشی از برنامه روزانه مدرسه
پایه اول و دوم: تأکید بیشتر بر بازی، فعالیت عملی، هنر، قصه، حرکت و آموزش کوتاه
پایه سوم تا ششم: افزایش تدریجی آموزش مستقیم همراه با حفظ زمان استراحت و فعالیت بدنی
این مدل به معنای کاهش سطح آموزش نیست؛ بلکه به معنای هماهنگ کردن مدرسه با نیازهای واقعی مغز در حال رشد کودک است.
آیا دیرتر شروع کردن مدرسه همیشه بهتر است؟
خیر.
این نکته نیز باید با دقت بیان شود. پژوهشها درباره تأثیر ساعت شروع مدرسه بر پیشرفت تحصیلی، بهخصوص نمرات و نتایج آزمونها، کاملاً یکدست نیستند.
در برخی مطالعات، شروع دیرتر مدرسه با بهبود برخی شاخصهای تحصیلی همراه بوده و در برخی دیگر این اثر بسیار محدود یا نامشخص بوده است.
اما حتی در جایی که افزایش نمره تحصیلی قطعی نیست، افزایش خواب، کاهش خوابآلودگی و بهبود آمادگی کودک برای حضور در مدرسه میتواند به خودی خود یک دستاورد مهم باشد.
هدف مدرسه فقط بالا بردن نمره امتحان نیست؛ هدف، رشد سالم کودک است.
نتیجهگیری؛ مدرسه خوب، مدرسه طولانیتر نیست
پژوهشهای پزشکی، روانشناختی و آموزشی یک پیام مشترک دارند: کودک برای یادگیری مؤثر به زمان کافی برای خواب، حرکت، بازی، استراحت و تعامل اجتماعی نیاز دارد.
کودکان ۶ تا ۱۲ ساله به حدود ۹ تا ۱۲ ساعت خواب در شبانهروز نیاز دارند و برنامه مدرسه نباید به شکلی تنظیم شود که این نیاز بهطور مزمن نادیده گرفته شود.
در مورد ساعت شروع مدرسه نیز نمیتوان یک عدد را برای همه کودکان «استاندارد پزشکی» دانست؛ اما شروع بسیار زودهنگام، بهویژه در صورتی که موجب کمبود خواب شود، انتخاب مناسبی نیست. شروع حدود ساعت ۸ تا ۸:۳۰ صبح میتواند برای بسیاری از مدارس ابتدایی گزینه قابل بررسی باشد، مشروط بر اینکه با شرایط خواب و زندگی کودکان هماهنگ شود.
از نظر طول روز نیز، حدود ۴ تا ۶ ساعت حضور روزانه در مدرسه میتواند چارچوبی قابل دفاع برای دوره ابتدایی باشد؛ البته نه به این معنا که کودک باید تمام این مدت را در آموزش رسمی و نشستن پشت میز سپری کند.
در نهایت باید از یک تصور قدیمی فاصله گرفت:
کودک بیشتر، الزاماً کودک بیشتر یادگیرنده نیست.
مدرسه موفق مدرسهای نیست که کودک را بیشترین ساعت ممکن در کلاس نگه دارد؛ مدرسه موفق مدرسهای است که از ساعات حضور کودک، بیشترین یادگیری سالم، پایدار و متناسب با رشد او را ایجاد کند.
کودکی که خواب کافی دارد، فرصت بازی و حرکت دارد، از فشار تحصیلی فراتر از ظرفیتش در امان است و با آرامش وارد کلاس میشود، نهتنها شادتر، بلکه برای یادگیری نیز آمادهتر است.












































































































































































































































































































































































































































































































